تبليغاتX
"گل, عقل را غارت می کند "

"گل, عقل را غارت می کند "

احساس

 

ميان ما و حسين همين خون فاصله است.

 

پ.ن: امسال هم تكيه‌ي فـــــاطر داير است. عجيب است حال و هوايش . بايد باشي و حس كني.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 23:13  توسط تنها  | 

 

از دوست داشتنی‌ترین انسانهای دنیا، خاطره سازها هستند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 23:43  توسط تنها  | 

نشانی بهشت...

 

انگار دلم كنده شد

 

پ.ن : امام رضا ما رو هم بطلب...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 22:41  توسط تنها  | 

بابا بزرگ مهربون

 

دارايمون تو دنيا يه بابا بزرگ بود كه اونم

 

رفت...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 20:45  توسط تنها  | 

عید فطر مبارک

 

« شبهاي نيايش به سحر وصل رسيد»

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 22:7  توسط تنها  | 

 

آرزوهاي كوچكِ كوچولوها...

 

خدايا! كاري كن تا ستاره‌ي من از آسمان نيفتد. (سوگند)

 

خدايا! يك مداد جادويي برايم بفرست تا من اين قدر كلمات را غلط ننويسم. (شيما)

 

خدايا! كاري كن تا صبح‌ها چند دقيقه بيشتر بخوابم. (نسترن)

 

خدايا! كاري كن تا پدرم براي يك بار هم كه شده مادرم را به گردش ببرد. (غزل)

 

خدايا! كاري كن عصاي پدر بزرگم مثل عصاي موسي(ع) بشود تا او كمتر به زمين بخورد. (پرديس)

 

خدايا! به نظر تو، مادرم؛ خواهرم را بيشتر دوست دارد يا من را!؟ (ويدا)

 

خدايا! كاري كن تا پدرم پول پارو كند. (سودا)

 

خدايا! كاري كن تا نقشه‌ي يك گنج را پيدا كنم. (مهسا)

 

خدايا! كاري كن امروز كه به خانه مي‌روم همسايه‌مان آش نذري بياورد. (مهديه)

 

خدايا! كاري كن تا موقع خواندن نماز فكرم پي خوراكي‌ها نرود. (خاطره)

 

خدايا! كاري كن اگر برادرم خلبان شد هواپيمايش سقوط نكند. (حنانه)

 

خدايا! كاري كن روز تولد مادرم در ذهن پدرم ثبت شود. (سروناز)

 

خدايا! براي چند لحظه هم كه شده دستان ترك خورده‌ي مادرم را نوازش كن. (صديقه)

 

خدايا! كاري كن تا كساني پيدا شوند تا خون خود را اهدا كنند تا برادرم زنده بماند. (عسل)

 

خدايا! كاري كن تا فردا پستچي برايم يك هديه بياورد. (حديث)

 

خدايا! كاري كن تا موهاي پدرم كمتر بريزد چون مادربزرگم مي‌گويد او را غصه مي‌دهيد. (بهاره)

 

خدايا! كاري كن تا پدرم سيگارش را ترك كند چون قيافه‌اش خيلي عوض شده. (فريماه)

 

خدايا! كاري كن كه مادربزرگم به آرامش ابدي نرود چون از اين دعاي او خوشم نمي‌آيد. (شهلا)

 

خدايا! كاري كن تا فرشته ها براي پدرم هديه بياورند چون او خيلي كار مي‌كند و دستانش ترك برداشته است. (سميرا)

 

خدايا! كاري كن تا پدرم ما را دوست داشته باشد. (ماه بانو)

 

خدايا! كاري كن تا پدربزرگم احساس تنهاي نكند. (رحيمه)

 

خدايا! از تو سپاسگزارم كه نعمتهايت را به ما رايگان عطا كردي. (هديه)

 

 

 

پ.ن : اين آرزوها، آرزوهاي بچه هاي يك مدرسه در بندرانزلي است. تعدادشان بيشتر از اينهاست كه من اكتفا كردم به همين تعداد. چقدر قشنگ و دلنشين. راستي آرزوي بزرگِ بزرگيت چيست!؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 23:20  توسط تنها  |